شب یلدا...

یه سلام داغ داغ واسه عشق مامان و بابا....
منیم نازلیم امسال دومین شب یلداست که با وجودت خونمون گرمتر شده...
امسال شب یلدا چون خاله جون سمیرانامزده
قرار بود براش خنچه بیارن ولی
از از چند روز قبل هم دایی جون بابایی واسه شام و شب نشینی دعوت کرده بودن که ما هم واسه
اینکه از هیچ کدوم بی بهره نمونیم اول رفتیم به خاله تبریک گفتیم هم خونه دایی اینا رفتیم....

عکس پسرم باهستی جون و تنقلات....


الهی مامان قربون اون طرز نشیتن و هندونه خوردنت
بشه که خودتم خوردنی شدی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شب یلدا...
